خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» معرفی کتاب: سه دختر حوا

معرفی کتاب: سه دختر حوا

معرفی کتاب سه دختر حوا نوشته الیف شافاک

سبک کتاب : رمان، عاشقانه

از زبان اول شخص و سوم شخص


می شود گفت این رمان بعد از ملت عشق جزو بهترین رمان های الیف شافاک محسوب می شود.

الیف شافاک، نویسنده مشهور و جسور ترک، این روزها نامی آشنا برای مخاطبان ادبیات در سراسر دنیا است. کارهای او به زبان های مختلف ترجمه میشوند و در صدر پر فروشهای بازار کتاب در اروپا و آمریکا و دیگر نقاط جهان قرار دارند. از جمله، کتاب ملت عشق او در ایران هم با استقبال شگفت انگیزی مواجه شده و کمتر کتاب دوستی است که آن را نخوانده باشد.



ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی مطلب مرتبط ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی

خلاصه کتاب:

سه دختر حوّا داستان زندگی زنی است که میان عشق و باورهایش قرار گرفته، باورهایی که نمیداند کدامشان درست و کدامشان غلط است. جستجوی او برای درک مفهوم زندگی و عشق او را به ورطه های تازه و ماجراهای گوناگون می کشاند.

کتاب درباره زندگی سه شخصیت زن با نامهای پری، مونا و شیرین است که شخصیت آنها به دلیل تفاوت سطح زندگی اجتماعی و خانوادگیشان با هم متفاوت است. این اثر برخلاف بسیاری از کارهای شافاک، به زندگی زن امروز میپردازد.

شیرین، ایرانی، پری ترک و مونا آمریکایی. سه شخصیت زن از سه کشور مختلف به صورت اتفاقی در دانشگاه آکسفورد کنار هم قرار میگیرند و با یکدیگر آشنا میشوند. داستان از زبان پری نگاشته شده است، وقتی او 35 ساله است و در یک مهمانی در استانبول است به یاد خاطرهای میافتد و به عقب و زمان دانشجویی اش برمیگردد و خاطراتش را بازگو میکند.


بخشی از متن کتاب:

فردا صبح زود، پری پاکتی را پیدا کرد که از زیر در اتاقش به داخل فرستاده شده بود. کاملا مشخص بود که شیرین برای او رزومه‌ای حاضر کرده است؛ اما چه رزومه‌ای! خواندن همانا و به طرف اتاق دوستش رفتن همانا؛ وقتی که دید در باز است داخل اتاق شد. «این چیست؟ من هیچ‌کدام از این کارها را انجام نداده‌ام.!» از شیرین که هنوز هم در رختخواب بود و سرش زیر بالشت، صدایی خفه بیرون آمد :«آه. می‌دانستم، هیچ خوبی‌ای بدون جزا نمی‌ماند.» پری گفت: «چیزه... برای کمکت خیلی ممنونم؛ اما نوشتی که من در رستورانی کوچک در استانبول گارسون بوده‌ام! بعد هم نوشته‌ای که روی دستخط‌های عثمانی کار کرده‌ام! روی کاخ‌ها و خدمه و روسای آن‌ها اشراف کامل دارم. آهان یکی دیگر: در تابستان‌ها هم از اختاپوس داخل آکواریم خانواده‌ای ثروتمند محافظت کرده‌ام!» شیرین این بار با آن لباس‌های ابریشمی صورتی رنگ از جا بلند شد و نشست؛ بعد هم چشم بندش را که دقیقا همان رنگی بود از روی پیشانی برداشت. «خب، ممکن است در آن قسمت آخر کمی زیاده روی کرده باشم.» «فقط همان قسمت؟! با این رزومه‌ی من درآوردی کار پیدا کردنم چه فایده‌ای دارد؟... در دنیا دو مدل مردم وجود دارد: اولی، آن‌هایی که تعهد داده‌اند فردا و روزهای آتی‌شان همه شبیه به هم باشند و دیگری آن‌هایی که درست برعکس این کار را انجام می‌دهند؛ هر لحظه همه را متعجب می‌کنند، مشکل ایجاد می‌کنند و همه چیز را به هم می‌ریزند؛ شهرهایی که در کل هیچ چیز برای گفتن ندارند.


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  بلاگسازان   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   مصباح ترمز   |   آزمون نظام مهندسی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   وکیل حقوقی   |   مجله آشپزی   |   لینک پرومکس   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید کتراک   |   خرید گونی   |   خرید آنتی ویروس   |   تعبیر خواب  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده