تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
از زبان اول شخص
کتاب هر دو در نهایت می میرند یکی از کتاب های بسیار پر فروش آدام سیلورا است که در سال 2017 برای اولین بار به چاپ رسیده است. این کتاب از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز بوده و به انتخاب بسیاری از مجلات بهترین کتاب سال لقب گرفته است. نویسنده از نوشتن این رمان قصد دارد به ما بفهماند که زندگی، بدون داشتن عشق، دوست و یا حتی مرگ چقدر غیرعادی می شود و هیچ معنای خاصی ندارد.
کتاب هر دو در نهایت می میرند، داستان دو پسر کاملا غریبه را بیان می کند که روز آخر زندگیشان را می گذارنند. متیو در حال خواندن مطلبی در یک وبسایت است که قاصد مرگ او را غافلگیر می کند و به او می فهماند که فقط یک روز دیگر از زندگی اش مانده. روفئوس چطور؟ او بدتر است. در حال دعوا کردن قاصد مرگ به او این خبر را می دهد. حالا آن دو تصمیم دارند که دوست جدیدی پیدا کنند. خوشبختانه برنامه ای هم برای این کار وجود دارد. برنامه "آخرین دوست"
متیو و روفئوس در روز آخر زندگیشان با هم آشنا می شوند و...
قاصد مرگ در حال زنگ زدن است و میخواهد اخطار مرگم را بدهد. امروز، قرار است بمیرم. چیزی که گفتم را فراموش کنید، چون «اخطار» کلمۀ خاصی است، کلمهای که معمولاً وقتی بتوان از چیزی دوری کرد، از آن استفاده میشود؛ مثل ماشینی که برای کسی، موقع گذشتن از چراغقرمز، بوق میزند تا به او اخطار دهد خودش را کنار بکشد. اما این تماس فقط برای اطلاعرسانی است. صدای زنگ مخصوصشان شبیه ناقوسی است که تمامی ندارد، مثل زنگ کلیسا که از یک چهارراه آنطرفتر به گوش میرسد و بلندگوی گوشیام از آن سمت اتاق، مدام پخشش میکند. هنوز هیچی نشده، حسابی ترسیده بودم، صدها فکر داشتند در خودشان غرقم میکردند. شرط میبندم این همان بحرانی است که اولین بار وقتی چترباز میخواهد از هواپیما به بیرون بپرد، تجربه میکند، یا حسی که پیانیست در اولین کنسرتش، پیدا میکند. هر چند، دیگر هیچ وقت، فرصتش را ندارم که بفهمم واقعاً اینگونه است یا نه.
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده