» معرفی کتاب: درجا زدن ممنوع!!

معرفی کتاب: درجا زدن ممنوع!!

عنوان کتاب: درجا زدن ممنوع!!

نویسنده: جان سی مکسول

مترجم: سیما فرجی 

انتشارات: نسل نو اندیش

درجا زدن ممنوع!! این عبارت را هر روز بارها و بارها با خودتان تکرار کنید، به خودتان بگویید درجا زدن ممنوع، به خودتان بگویید من حق درجازدن و پذیرفتن رکود در زندگی فردی خودم را ندارم شما باید چاره‌ای جز موفقیت برای خودتان باقی نگذارید.


بسیاری ازمردم ناموفق دچاربیماری یک روزی هستند با اینکه می‌توانند همین حالا با انجام کارهایی خاص زندگی خود را ارزشمند کنند فقط می گویند: یک روزی انجام خواهم داد، یا از شنبه شروع میکنم. راهی که می‌تواند شما را متحول کند. این است که از همین حالا شروع کنید مهم نیست، کجا هستید و مهم این است که کجا می‌خواهید بروید؟ 

شما با کمک گرفتن از کتاب درجا زدن ممنوع اثر جان سی مکسول، 15 قانون مطرح شده را به کار ببرید و همچون رودی خروشان در مسیر زندگی پیش بروید. این کتاب نوشته شده تا تأثیرگذاری رشد و پیشرفت شخصی را هرچه بیشتر و بهتر به شما نشان داده شود.

برای تأثیرگذاری این کتاب در زندگی‌تان فقط باید مشتاقانه به رشدکردن و پیشرفت‌داشتنتان علاقه نشان دهید و بخواهید همواره به انسانی بهتر و موفق‌تر تبدیل شوید.

جان کالوین مکسول (متولد 20 فوریه 1947) نویسنده، سخنران، و کشیش آمریکایی است که کتاب‌های بسیاری را عمدتاً با تمرکز بر روی رهبری و مدیریت نوشته است.

از برخی آثار معروف مکسول می‌توان به عناوینی همچون 21 قانون انکارناپذیر رهبری و 21 ویژگی ضروری رهبران و درجا زدن ممنوع اشاره کرد. میلیون‌ها نسخه از کتاب‌‌های مکسول به فروش رفته و بعضی از آن‌ها در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته‌اند.

از دهه 1970، مکسول در کلیساهایی در ایالت‌های ایندیانا، اوهایو، کالیفرنیا و فلوریدا خدمت می‌کرد. بعد از فعالیت به عنوان کشیش به مدت 14 سال، در سال 1995 او تصمیم گرفت تمام وقت خود را به سخنرانی و نویسندگی اختصاص دهد. در ماه می 2014، مجله Inc مکسول را به عنوان متخصص شماره 1 رهبری و مدیریت در جهان معرفی کرد.


بخشی از مقدمه کتاب:

ميليون‌ها تن از انسان‌ها، همچون خود من، از كتاب‌ها و سخنرانی‌های جان ماكسول انگيزه گرفته‌اند و بهره برده‌اند. مكسول با نوشتن اين كتاب بار ديگر كوشيده است انديشه‌ها و بينش‌هايی مهم را برای ما مطرح كند تا هر يک از ما بتوانيم توانايی‌های واقعی و راستينمان را شكوفا كنيم و تفاوتی مثبت را در زندگی خودمان و ديگران بيافرينيم. من به راستی جان ماكسول را تحسين می‌كنم؛ زيرا او يكی از پيشگامان عرصه مديريت در سراسر جهان محسوب می‌شود. او در اين كتاب با موفقيت می‌كوشد 15 قانون موثر را برای رشد كردن و درجا نزدن مطرح كند. خواندن اين كتاب و به‌كارگيری قانون‌های آن سبب می‌شود در زمينه موفقيت شخصی‌‌تان گامی بلند و موثر برداريد. من به منزله مدير و مربی، هميشه شيوه‌ای را جستجو می‌كردم تا به بازيكنان تيمم آموزش دهم كه چگونه پيشرفت كنند. از دوست خوبم، جان ماكسول، بسيار سپاسگزارم؛ زيرا اين كتاب كاربردی را برای رشد كردن و درجا نزدن نوشته است. به‌كارگيری قانون‌های اين كتاب سبب می‌‌شود شما همواره در زندگی شخصی و اجتماعی خود در حال رشد و پيشرفت باشيد. خواندن اين كتاب و به‌كارگيری قانون‌های آن برای همه انسان‌ها و به‌ويژه برای افرادی ضرورت دارد كه به‌گونه‌ای مسئوليت دارند به ديگران كمک كنند تا در مسير رشد و پيشرفت گام بردارند.


بخشی از متن کتاب:

باید بدانیم که وقتی در بزرگسالی، به دلیل ظلمی که در کودکی به ما شده است، هنوز خود را یک قربانی قلمداد می کنیم، جز درجا زدن و گهگاهی دریافت دلسوزی های بیهوده، هیچ خدمتی به خود نمی کنیم.

واژه‌هایی همچون استعداد و توانایی در هر زبانی در گروه واژه‌های مثبت و انگیزه‌بخش قرار می‌گیرند. این‌گونه واژه‌ها به انسان کمک می‌کنند تا با خوش‌بینی به آینده بنگرد. این واژه‌ها برای انسان امیدآفرین هستند و موفقیت را نوید می‌دهند. وقتی درباره‌ی توانایی

خودتان به‌منزله‌ی یک انسان می‌اندیشید؛ به هیجان می‌آیید. دست‌کم من امیدوار هستم که چنین احساسی در وجودتان پدیدار شود. این اندیشه به‌راستی اندیشه‌ای مثبت و روحیه‌بخش است. من، همان اندازه که توانایی‌های خودم را باور دارم، توانایی‌های شما را نیز باور دارم. آیا شما از توانایی‌هایی ویژه بهره‌مند هستید؟ بی‌تردید.

نظر شما درباره‌ی استعدادهای شکوفا نشده و توانایی‌های به‌کار گرفته ‌نشده‌ی وجودتان چیست؟ درست به همان اندازه که واژه‌هایی همچون توانایی و استعداد بارِ معنایی مثبت دارند؛ این عبارت‌ها بارِ معنایی منفی دارند. دوستم، فلارنس لیتاوئر، سخنران و نویسنده، در کتابش به‌نام جعبه‌های نقره‌ای، داستان زندگی پدرش را بازگو می‌کند. پدر او همواره آرزو داشت خواننده شود؛ اما هرگز به خواسته‌اش نرسید. فلارنس می‌گوید پدرش در حالی از دنیا می‌رود که نغمه‌ی درونش هنوز شکوفا نشده است. این نمونه در واقع توصیفی مناسب را از استعداد شکوفانشده و توانایی به‌کارگرفته‌نشده در اختیارمان قرار می‌دهد. وقتی توانایی‌های وجودتان را به‌کار نمی‌گیرید؛ ممکن است همچون انسانی از دنیا بروید که نغمه‌ی درونش هنوز شکوفا نشده است.


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله