» معرفی کتاب: خودتان را دوباره بسازید
عنوان کتاب: خودتان را دوباره بسازید
نویسنده: استیو چندلر
مترجم: اسماعیل نوری
انتشارات: نشر ققنوس
کتاب خودتان را دوباره بسازید اثر استیو چندلر، به شما نشان میدهد که چگونه به کسی تبدیل شوید که همیشه میخواستید باشید. استیو چندلر در این کتاب به خوانندگان تأکید میکند که باید مالک زندگی خود باشید نه قربانی شرایط. استیو چندلر، سخنران انگیزشی مشهور آمریکایی خالق آثار پرفروش چاپی و صوتی در حوزه روانشناسی و خودیاری، در این کتاب با بیانی شیوا و مثالهایی جذاب به مخاطبان خود ثابت میکند که «شخصیت» داستانی ساختگی و تنها مجموعهای از عادتهاست. او به شما یاد میدهد که چطور عادتهای قدیمی خود را کنار بگذارید و با بهرهگیری از اصول روانشناسی، خوشبینی و مثبتاندیشی خودِ جدیدی به وجود بیاورید و خودتان را دوباره بسازید.
بسیاری از ما در پیلهای از شخصیت زندگی میکنیم و گمان میکنیم نمیتوانیم از آن خارج شویم. ما داستانهایی درباره شخصیتمان به خودمان میگوییم ولی در اعماق وجودمان میدانیم که ورای این شخصیت هستیم. با این حال بیشتر ما همه زندگیمان را درون شخصیتهایمان حبس میکنیم و هیچوقت نمیدانیم که میتوانیم این پیله را ترک کنیم. ما قربانی محدودیتهایی هستیم که خودمان ایجادشان کردهایم. هر روز صبح به دنیایی تیره و تاریک چشم باز میکنیم. مشکلات بسیار زیادی دور ما حلقه زدهاند؛ تقریباً هیچ پرتوی نوری وجود ندارد. فشار آوردن به دیواره درونی پیله بیهوده به نظر میرسد. چرا به خودم زحمت بدهم؟ من همینیام که هستم.
افرادی که یاد میگیرند خودشان را دوباره بسازند دیگر قربانی نیستند.
استیو چندلر، موضوعات مهم را در قالب داستانهای کوتاه از زندگی خودش و اطرافیانش روایت میکند تا تاثیرگذاری آنها بیشتر باشد و خواننده مطالب را بهتر درک کند اما من فکر میکنم چندان در این زمینه موفق نبوده چون در نهایت موضوع را با جملات انگیزشی و عادی و با نتیجهگیری ضعیف به پایان میرساند.
او به شما یاد میدهد که چطور عادتهای قدیمی خود را کنار بگذارید و با بهرهگیری از اصول روانشناسی، خوشبینی و مثبتاندیشی خود جدیدی به وجود بیاورید و خودتان را دوباره بسازید.
گزیدهای از متن کتاب:
ما به چیزی که فکر میکنیم تبدیل میشویم. بازآفرینی با برنامهای برای از نو خلق کردن شروع میشود. خود برنامهریزی مهمترین اولویت شماست. هر روز وقتی را به فکر کردن و برنامهریزی اختصاص دهید. در ابتدا احساس عجیب و غریبی خواهید داشت. انگار «هیچ کاری» انجام نمیدهید. اما انجام میدهید.
در هر موقعیت معین تنها دو نوع از افراد وجود دارند : قربانیان و مالکان.
قربانی کسی است که قدرت را به مثابه چیزی ورای کنترل خویش می بیند. قربانیان بر این باورند که تمام قدرت در بیرون از خودشان نهفته است. قربانیان سپس این تصور غلط را با فکر کردن و گفتن عبارات عمیقا بدبینانه درباره هر چیزی که آنها را به چالش میکشد، ادامه میدهند. آنها به راحتی دلسرد میشوند و از عباراتی مانند "وضع نامساعد بشریت " و " تراژدی زندگی انسانی" استفاده می کنند. داستان هایشان لحن کسل کننده افرادی را دارد که همیشه در سایه خودشان زندگی میکنند و انرژی پایدار کمی برای هر چیزی دارند. قربانی بودن همیشه راهحل آسانتری برای در پیش گرفتن است.
از طرف دیگر مالکان مسئولیت کامل زندگیشان را به عهده میگیرند. آنها از این روح به منزله آتشی برای ساختن و پرداختن و سپس باز آفرینی کسی که هستند استفاده میکنند. آنها برای تامین انگیزش خود به دنبال منابع بیرونی نمیگردند. آن ها منتظر رستگاری نمیمانند. آن ها آرزو نمیکنند ای کاش جای دیگر بودند آنها بر این باورند که کره زمین ستاره دور دستی است که باید راهی برای رسیدن به آن پیدا کنند. و چه بسیار می توان گفت از تفاوت و درک دنیای انسان های پیروز و انسانهای ناامید و خاموش.
چیزی که شخصیت نام دارد، صرفا خیال باطل است. ما میتوانیم هروقت که اراده کنیم تغییرش دهیم. مثلا وقتی بچههایمان میگویند،" پدر یک نفر از ادارهی مالیات اومده و میخواد با شما صحبت کنه" تا اینکه بگویند،" پدر خانمی به نام جنیفر لوپز اومده و میخواد شما رو ببینه"، منهایی که برای پاسخگویی جلو در منزل حاضر میشوند متفاوتاند. این من با آن من فرق دارد، چون چیزی که قربانی آن را شخصیت مینامد فقط تاریخچهای از عادتهاست.


وبلاگ Book club
مطلب مرتبط
عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال ها...