عنوان کتاب: انقراض ششم: یک تاریخ غیر طبیعی
نویسنده: الیزابت کولبرت
مترجم: نیک گرگین
انتشارات: نشر ثالث
توجه لطفا این کتاب را انسان ها نخوانند.
این کتاب به درد موجوداتی که به خودشان رحم می کنند و با دست خودشان جنگل ها را به آتش نمی کشند ، آب ها را اسیدی نمی کنند و هزاران کار دیگری که هدفشان از بین بردن نسل انسان ها نیست ، می خورد و شاید دوست دارند دنیا را به جای بهتری تبدیل کنند.
این کتاب ما را از خودمان نا امید می کند و به معنی واقعی از خودمان متنفر می کند. اما اگر این روز ها دغدغه دلار ، بورس، طلا و بقیه بازار های مالی را ندارید و دلتان به حال خودتان ، خانواده و شاید کمی به نسل آینده می سوزد این کتاب را مطالعه کنید .
کتاب انقراض ششم (به انگلیسی : The Sixth Extinction ) نوشته الیزابت کولبرت و ترجمه نیک گرگین است. در انقراضی که به دست ما انجام می شود چه اتفاقی برای خودمان خواهد افتاد؟ یک احتمال این است که ما هم بالاخره همراه با دگرگون ساختن طبیعت نابود شویم. با مختل کردن این نظام، نابود کردن جنگلهای بارانی، تغییر ترکیبات جوّی و اسیدی کردن اقیانوسها، بقای خود را به خطر میاندازیم. وقتی انقراض گسترده به تحقق میپیوندد، قوی را نابود میکند و ضعیف را به موقعیت ضعف میکشاند. بشر با راندن گونههای دیگر به انقراض، شاخهای را که خود روی آن نشسته است، قطع میکند.
یک سوم جزیره های مرجانی، یک سوم نرم تنان ساکن آب های شیرین، یک سوم کوسه ها و ماهیان عمق زی، یک چهارم همه پستانداران، یک پنجم همه خزندگان و یک ششم همه پرندگان در حال حاضر به سوی انقراض درحال حرکت هستند. یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد. کتاب انقراض ششم در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد. کولبرت در کتاب خارقالعاده خود اینگونه روند ناپدیدی گونههای مختلف جانوری را توضیح میدهد.
از نظر نویسنده وقتی صحبت تقسیم سیاره زمین با دیگر جانداران ساکن در آن به میان می آید، انسانها تبدیل به همسایگانی از جهنم می شوند. حالا انسانها درحال زایش همان نوع انقراضی هستند که ۶۶ میلیون سال پیش دایناسورها را از میان برد، بعید نیست که این روند تبدیل به رقیبی برای انقراض دوره پرمیان-تریاسه شود که ۲۵۲ میلیون سال پیش ۷۰ درصد کل گونه های مهره داران را از زمین پاک کرد. کولبرت این داستان غم انگیز را با چنان ذوق و تعقلی تشریح میکند که سخت می توان کتاب را پس از شروع به خواندن بر زمین گذاشت. به جرات میتوان عنوان بهترین کتاب علمی سال را تقدیم او کرد.
یک امکان دیگر این است که نبوغ انسانی بر هر فاجعهای که با نبوغ انسانی ایجاد شده چیره خواهد شد و بشر به بقای خود ادامه خواهد داد.
این کتاب در پی آن است که با گردآوری شواهد علمی از نقاط مختلف جهان نشان دهد که انقراض ششم چگونه سرنوشت حیات را رقم خواهد زد.
الیزابت کولبرت، نویسندهٔ نیویورکر، با نثری صمیمی، سر گرم کننده و با اطلاعاتی عمیق به ما میگوید که بشر چرا و چگونه حیات روی کره زمین را چنان تغییر داده است که قبل از او هیچ گونهٔ دیگری موفق به این کار نشده بود...
طی پانصد میلیون سال گذشته پنج انقراض جمعی رخ داده است که در هر یک از آنها تنوع گونههای زنده به یکباره و به طرزی چشمگیر کاهش یافته است. دانشمندان هم اکنون در نقاط مختلف جهان فرایند انقراض ششم را زیر نظر گرفتهاند و دربارهاش مطالعه میکنند. طبق پیش بینیشان این انقراض، پس از برخورد آن سیارک به زمین که دایناسورها را از روی زمین محو کرد، ویرانکنندهترین انقراض جمعی است.
اليزابت کلبرت در کتاب انقراض ششم که هم نثر صریحی دارد و سرگرم کننده است و هم آگاهی بخش، به ما می گوید که چرا و چگونه انسانها فرایند حیات در کره زمین را، به نحوی بیسابقه در تاریخ حیات این سیاره، دستکاری کردهاند.
کولبرت ثابت میکند که انقراض ششم احتمالا ماندگارترین میراث بشر بر زمین است و ما را وامیدارد که در پی پاسخ این سؤال اساسی براییم: "معنای انسان بودن چیست؟"
الیزابت کولبرت برای نوشتن کتاب انقراض ششم، در سال ۲۰۱۵ در بخش کتابهای غیر داستانی عام، برنده جایزه پولیتزر شده است.
بخشی از متن کتاب:
انقراض ممکن است اولین موضوعی باشد که کودکان امروزی مجبور می شوند با آن سروکار داشته باشند. به کودکان یک ساله، اسباب بازی « دایناسورها » را می دهند و کودکان دوساله حداقل تا حدی می فهمند که این موجودات پلاستیکی کوچک، حیوانات بسیار بزرگی را نمایندگی می کنند.
حتی مردم معمولی هم به این مسئله اشاره می کنند و می پرسند چه اتفاقی برای این قورباغه ها (آتهلوپوس زهتهکی) افتاده است؟ و ما دیگر صدایشان را نمی شنویم.
زمین در دوران کهن، پنج رخداد هولناک را پشت سر گذاشته است. شاید اصلاً تصادفی نباشد که تاریخ این وقایع هولناک، تنها وقتی برای انسان آشکار می شود که خودش آفرینندۀ واقعۀ مشابه جدیدی می شود. با اینکه هنوز کمی زود است تا ما بفهمیم آیا ابعاد این واقعۀ کنونی صرفاً در همین حد بوده است اما در هر صورت امروزه این امر «انقراض ششم» نامیده می شود.
دره نئاندر، یا به آلمانی داس نئاندرتال در سیودو کیلومتری شمال کلن و در امتداد رودخانه دوسل قرار دارد، که رود کوچک و آرامی است که به رود راین منتهی میشود. این دره اغلب در امتداد صخرههای سنگ آهک قرار داشته است. در ۱۸۵۶ در مقابل یکی از این صخرهها غاری بود که استخوانهایی را در خود جای داده بود که پس از کشفشان چشم جهانیان را به سوی نئاندرتالها گشود. این دره امروزه یک پارک موضوعی پارینهسنگی است. علاوه بر موزه نئاندرتال و یک بنای مدرن توجه برانگیز با دیوارهایی از بطریهای شیشهای سبز، کافه تریایی هم وجود دارد که آبجویی با نشان نئاندرتال می فروشد، باغی هم وجود دارد که در آن بوتهای کاشته شده که در فصل سرما گل میدهد.
شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسبوکارت — در ارم بلاگ
مشاهده