» معرفی کتاب : مادران سمّی
عنوان کتاب : مادران سمّی
نویسنده : سوزان فوروارد و لیلیان گلاس
مترجم : مینا فتحی
انتشارات: نشر درسا
اکثر ما در زندگی با افرادی مواجه میشویم که با رفتارشان باعث میشوند نظم زندگیمان بههم بریزد. این افراد در زندگی ما حضور دارند و با افکار منفیشان به زندگی ما جهت میدهند و ما را از رسیدن به آرزوهایمان دور میکنند. کتاب آدمهای سمی مجموعه روشها و توصیههایی است که کمک میکند این افراد را شناسایی و خود را در مقابل تاثیرات آنها قویتر کنیم.
پدر و مادرها هم آدماند و نقصهایی دارند. ناآگاهی یکی از بزرگترین این نقصهاست که باعث میشود در رفتار با فرزندانشان دچار خطا شوند. فرزندانی هم هستند که والدین آنها در شرایط بحرانی مثل اعتیاد و بیماریهای روانی آسیبهایی به آنها وارد کردهاند که رد و نشان آن در دوران بزرگسالی آنها همچنان باقی مانده است. والدین سمی نوشتهی سوزان فوروارد کتابی است که سعی میکند به همهی کسانی که این تجربه را از سر گذراندهاند، کمک کند تا با این زخمها رودررو شده و با راهکارهای کتاب، خود را از بند گذشته رهایی دهند.
کتاب مادران سمی برای کمک به افرادی است که بر اثر همزيستی با والد يا والدينی سمی دچار آسيب های روحی روانی ، بحران هويتی ، گمگشتگی عاطفی، نارضايتی از زندگی ، اشتباهاتی فاحش و شکست های پی در پی در زندگی شده اند و اعتماد به نفس خود را از دست داده اند. همچنين، کتابی راهنما برای پدران و مادرانی است که ناخودآگاه و بی آنکه متوجه باشند، به سلامت فرزندانشان آسيب می رسانند. شما چه والدین سمی باشيد و چه فرزند چنين والدی ، يا حتی هيچ يک از اين دو، مطالب اين کتاب دانسته های زيادی را در جهت فرهنگ سازی و ارتقای دانش فرزند پروری به شما منتقل خواهد کرد.
این کتاب دردهای ناگفته ی دل بسیاری از دختران و حتی پسران از مادرانی است که نادان، ناآگاه، خودخواه و یا حتی ممکن است روانپریش باشند ولی صرفا به دلیل به یدک کشیدن نام مادر هرگز زیر سوال نرفته اند و این البته که نادیده انگاشتن سلامت روان و خوشحالی فرزندان بوده که دودش مستقیم به چشم جامعه نیز میتواند برود.
«مادر خوب» زنی نیست که از او انتظار می رود صد در صد کامل و بی نقص باشد و یا خود را قربانی فرزندانش کند. البته که یک مادر خوب ممکن است بار مشکلات عاطفی روحی خویش را بر دوش بکشد، نیازهای خاص خودش را داشته باشد و یا دارای شغلی باشد که حاضر به از دست دادنش نباشد و یا ممکن است اوقاتی باشد که همیشه بلافاصله در دسترس فرزندش نباشد. یک مادر خوب هم ممکن است گاهی از کوره در برود و چیزهایی به فرزندش بگوید و یا کارهایی انجام دهد که بعدا متاسف و پشیمان شود. اما، اگر مجموع رفتارها و ویژگیهای را که در اغلب موارد از او به عنوان مادر سر میزند، در فرزندش موجب بوجود آمدن حس ارزشمندی، اعتماد به نفس، حمایت و دوست داشته شدن میشود به این معناست که این مادر در واقع وظیفه اش را به خپبی انجام میدهد حال چه مادر فوق العاده و یا یک مادر معمولی باشد.
دکتر سوزان فوروارد از مطرحترین رواندرمانگران حاضر با نگاهی دقیق و تحلیلی مادران سمی و آسیبهای وارده از آنان نسبت به دخترانشان را مورد بررسی قرار میدهد. در این کتاب او به ذکر نمونه های واقعی از بیمارانش پنج دسته از رابج ترین انواع این مادران را به چالش کشیده و راههای مواجهه با رفتارهای آنان را پیش پای خوانندگانش میگذارد
مادران خودشیفته
مادران کنترلگر
مادران رقابت کننده
مادران منفعل و افسرده
مادران چسبنده
مادرانی که دختران خود را از نظر جسمی آسیب میزنند و یا ازینکه آنها مورد آزار و یا سو استفاده ی فرد دیگری نظیر ناپدری قرار بگیرند سکوت اختیار میکنند... وقت آنست که باورهای کلیشه ای مادر مقدس را به چالش کشید! البته که نه هر زنی به صرف فرزند آوری تبدیل به مادری بی همتا میگردد... هدف من از ترجمه ی این دسته از کتابها به چالش کشیدن و بازنگری واقعگرایانه به مهمترین مسئله ی انسان یعنی تعلیم و تربیت و روان سالم است. اجتماع بیمار را والدین بیمار به وجود میآورند. این کتاب ارزشمند توسط انتشارات درسا و با ترجمهٔ تخصصی و روانشناختی تا کمتر از یکماه دیگر در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت. صرفا فرزندآوری، هیچ زنی را یک شبه به مادری دانا و شایسته تبدیل نمیکند. مطب رواندرمانگران مملو از مراجعانی است که به شدت از مادرِ خود آسیب روحی یا جسمی دیدهاند.
سوزان فوروارد در این کتاب با ذکر مثالهایی واقعی به تحلیل و شناخت مادرانی میپردازد که به شیوههای مختلف به فرزندشان آسیب میرسانند و راهحلهایی کاربردی و عملی را که در مطب به بیمارانش ارائه میدهد، با خوانندگانش در میان میگذارد.
سوزان فوروارد میگوید: بعد از نگارش والدین سمی، تصورم بر این بود تمام آنچه را باید در مورد والدین و فرزندان بگویم، در آن کتاب گفتهام. اما هر چه جلوتر رفتم، تعداد بالای مراجعهی دخترانی که در دامان مادری نامهربان و بی محبت بزرگ شده بودند و باز کردن زخمهایی که بر اثر این رابطه با خود به جلسات درمان میآوردند، باعث شد متوجه شوم که اگر بخواهم در این زمینه یک به یک با این دست از زنان صحبت کنم که با زنجیرهایی نامرئی اسیر آثار و صدمات ناشی از زندگی با چنین مادرانی هستند، تعداد این گفتوگوها و جلسات به میلیونها خواهد رسید.
معمولا افراد از شکایت و یا انتقاد از مادران خود میگریزند چرا که میترسند مورد شماتت و یا قضاوت قرار بگیرند. اما وقت آن رسیده که مفهوم کلیشه ای و مقدس « مادری» را به چالش کشید چرا که صرفا به واسطه ی بارداری و فرزند آوری، هیچ زنی یک شبه به مادری آگاه و مسئول تبدیل نمیگردد و برای داشتن جامعه ای سالم که توسط انسانهای سلامت پی ریزی میگردد لازمست که خود را از بسیاری باورهای افسانه ای و اساطیری درباره ی مفاهیمی جدی و واقعی نظیر مادر و مقدس بودن آن برهانیم. مطبهای روانشناسان و رواندرمانگران مملو از مردان و زنانیست که در طی دوران کودکی از مادران خود آسیبهای جدی روحی و یا جسمی خورده اند و یا اکنون در بزرگسالی با آنان دچار مشکلات عدیده اند. این کتاب که به طور اخص به معضلات روابط میان مادران و دختران میپردازد برای آقایان نیز میتواند بسیار کاربردی باشد.
سوزان فوروارد میگوید: تخصص من همواره انداختن نوری بر تاثیر رفتارهای غلط در دیگران بوده است. گاه همسران یا والدین و فرزندان، از منظر بیرونی زوجی شاد و خوشبخت یا والد و فرزندی پر مهر و کامل به نظر میرسند در حالی که در واقعیت بدین گونه نیست.
قسمتی از کتاب :
درست شبیه لاکپشتهای دریایی که در شنهای ساحل تخمگذاری میکنند و سپس خود به دریا باز میگردند، برخی مادرها تقریبا به محض اینکه دختری به دنیا میآورند، از لحاظ عاطفی ناپدید میشوند. شاید از نظر فیزیکی حضور داشته باشند، اما در واقع نسبت به دخترشان سرد و خشک و برای او غیرقابل دسترس هستند، گویی بیشتر به امور مربوط به خود مشغولند.
خودمحوری ویژگی تقریبا تمام مادرانی است که تا کنون در موردشان صحبت کردیم. اما مادرانی که به آنها میپردازیم، در پایینترین قسمت این طیف قرار میگیرند، به طوری که حتی پیشپاافتادهترین و حیاتیترین نیازهای عاطفی و گاه جسمی فرزند خود را نادیده میانگارند.
آنها به قدری به نیازهای فرزند خود بیتوجه هستند که انسان به شک میافتد که آیا وابستگی بین مادر و فرزند جزیی از غرایز مادری است؟ چنین زنانی با فرزند خود همچون شیء رفتار میکنند. فرزند خود را سرزنش میکنند یا او را مسئول ناکامیهایشان میدانند و از هر نوع ابراز محبتی به او خودداری میکنند.
در نمونههای افراطی میبینیم که حتی از او در مقابل متجاوزان یا سوءاستفادهکنندگان محافظت نمیکنند یا حتی خودشان، او را مورد بدرفتاریهای روحی و جسمی قرار میدهند.
چنین مادرانی که از لحاظ عاطفی فرزندان خود را رها کردهاند، آنا را زیر پا له یا اسرارشان را فاش میکنند، در اصل فقط به اسم مادر هستند و دخترانی از خود به جای میگذارند که هراسان، خشمگین و تشنهی محبت هستند و تا آخر عمر تلاش میکنند تا بلکه راهشان را بیابند.


وبلاگ Book club
مطلب مرتبط
طرز تهیه دسر میوهای با پودینگ وانیلی در لیوان