پکیج همه‌کاره زیبایی طب جامع

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» معرفی کتاب : ما تمامش میکنیم

معرفی کتاب : ما تمامش میکنیم

عنوان کتاب : ما تمامش میکنیم

نویسنده : کالین هوور

مترجم : آرتمیس مسعودی


لیلی، هیچ وقت زندگی ساده ای نداشته، اما این موضوع هرگز او را از تلاش برای رسیدن به زندگی مطلوبش، باز نداشته است. او مسیری طولانی را از محله ی کودکی اش در مین طی کرده و پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، به بوستون نقل مکان کرده و کار و تجارت خودش را راه انداخته است. پس از ملاقات با یک جراح مغز و اعصاب جذاب به نام رایل کینکید، همه چیز در زندگی لیلی، رویایی و فوق العاده جلوه می کند.

رایل، قاطع، یک دنده، گاهی اوقات خودرأی و همچنین، حساس و نابغه است و با لیلی بسیار خوب رفتار می کند.

رژ لب مات در مقابل براق: کدام یک برای شما مناسب‌تر است؟ مطلب مرتبط رژ لب مات در مقابل براق: کدام یک برای شما مناسب‌تر است؟

لیلی، نمی تواند فکر رایل را از سرش بیرون کند، درحالی که رایل از روابط عاطفی بیزار است... 

کتاب ما تمامش می کنیم با ترکیب یک داستان عاشقانه ی جذاب و کاراکترهای بسیار ملموس و قابل همذات پنداری، رمانی گیراست که برای مدت ها در ذهن مخاطبین باقی خواهد ماند.

ما تمامش می کنیم، روایت زنان و مردانی است که به خاطر گذشتۀ دردناکشان از داشتن یک زندگی عادی محرومند و بدون آنکه بخواهند، قربانی گذشتۀ خود می شوند، کسانی که همۀ عشق و عزیزترین کسانشان را فدای خشونتی ناخواسته می کنند.

منتقدان، داستان کالین هوور را که یکی از بهترین و پرفروش ترین رمان های سال ۲۰۱۶ بوده است، رمانی قوی و متهورانه می دانند و معتقدند هر زن و مردی باید آن را بخواند.

‌

بخشی از کتاب : ‌

گاهی اوقات کسی که دوستت دارد بیشتر از همه آزارت می‌دهد. من خیلی به مرگ فکر می‌کنم؛ به‌خصوص، امروز که تازه ــ همین دوازده ساعت پیش ــ جانانه‌ترین سخنرانی تمجید در مراسم خاکسپاری را که اهالی پلتورا ی مین تاکنون شاهدش بوده‌اند، ایراد کرده‌ام. خب، شاید جانانه‌ترین سخنرانی نبود و می‌توانست ناموفق‌ترین سخنرانی هم به حساب بیاید. فکر می‌کنم بستگی به این دارد که نظر مادرم را بپرسید یا نظر مرا. مادرم که احتمالاً تا یک سال، با من صحبت نخواهد کرد. سوءتفاهم نشود، سخنرانی من مانند سخنرانی خواهر استیو جابز یا برادر پت تیلمن در مراسم خاکسپاری آن‌ها نبود که در تاریخ ثبت شود اما در نوع خود، پرشور بود. اولش مضطرب بودم.

هرچه نباشد مراسم خاکسپاری اندرو بلوم تحسین‌برانگیز بود؛ شهردار محبوب شهر زادگاهم پلتورای مین، صاحب موفق‌ترین آژانس املاک و مستغلات شهر، همسر جنی بلوم محبوب که قابل احترام‌ترین کمک مدرس کل پلتوراست و پدرلیلی بلوم ـ همان دختر عجیب و غریب با موهای قرمز آشفته که روزی عاشق یک مرد بی‌خانمان و مایه‌ی شرمساری کل خانواده شد. آن من بودم.

من لیلی بلوم هستم و اندرو پدرم بود. امروز به محض اینکه در مراسم خاکسپاری در جایگاه تمجید از او صحبت کردم، یک بلیط هواپیما، مستقیم به مقصد بوستون گرفتم و اولین پشت بام بلندی را که توانستم پیدا کنم، تصاحب کردم. باز هم، نه به این علت که اهل خودکشی هستم.

من هیچ قصدی برای آنکه خودم را از این بالا پرت کنم، ندارم. فقط برای این به اینجا آمدم که واقعا به هوای تازه و سکوت نیاز داشتم و آپارتمان لعنتی‌ام در طبقه سوم به فضای آزاد دسترسی ندارد و هم‌اتاقی‌ام دوست دارد مدام صدای آواز خودش را بشنود.

_برنده ی جایزه ی بهترین کتاب عاشقانه ی گودریدز سال 2016


امیدوارم از این محتوا استفاده برده باشید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   تعبیر خواب   |   بلاگسازان   |   خرید گونی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   لیبل رایگان   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   مجله آشپزی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید آنتی ویروس   |   وکیل حقوقی   |   مشاور ایرانی در لندن   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   خرید کتراک  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده