عنوان کتاب : سرود کریسمس
نویسنده : چارلز دیکنز
امروز صدو هفتادو دومین روز تولد معروفترین "خسیس تاریخ ادبیات" یعنی اسکروچ است.
در نوزدهم دسامبر سال 1843 چالز دیکنز نویسنده معروف بریتانیایی کتاب سرود کریسمس را منتشر کرد و از آن زمان تا امروز یکی ازمعروفترین و پرفروش ترین کتاب های حوزه ادبیات داستانی به شمار میآید. دیکنز مانند تمام آثارش با توجه به رنج و فقر مردم فرودست و به ویژه کودکان نیازمند این اثر را نگاشته است. البته نه به طور مستقیم ولی از تجربیات تلخ دوران کودکی خود نیز استفاده کرده است. شاید دلیل اقبال عمومی سرود کریسمس لحن طنز دیکنز در این اثر باشد، که سیاهی و تاریکی دوره ویکتوریایی را اندکی کم رنگ کرده است.
داستان درباره مرد خسیس و سنگدلی به نام اسکروچ است که در شب کریسمس با دیدن روح شریک تازه درگذشته اش مارلی و سه روح کریسمس گذشته، حال واینده متحول شده و تبدیل به مردی مهربان و سخاوت مند می شود. شاید دیکنز به این امید این اثر را نگاشته تا تمام افرادی که شبیه اسکروچ هستند با خواندن سرود کریسمس اندکی متحول شده و به مردم نیازمند کمک کنند.
بخشی از کتاب سرود کریسمس
لندن در کریسمس سال ۱۸۴۳
در این سال، لندن شهری کثیف و آلوده بود. به علاوه، تنها وسیلهای که خانههای پرجمعیت آن روزگار را گرم میکرد، بخاری دیواری بود که (مثل دفتر اسکروج در این کتاب) زغالسنگ در آن میریختند. دود زغال سنگها نیز با ابری که در سطح زمین بود، یکی میشد و مِه بسیار غلیظی سر تا سر شهر را میپوشاند. اما اگر مه نبود، دود به هوا میرفت و سرمای زمستان، هوایی پاک و برفی سفید و تمیز به ارمغان میآورد؛ چرا که در آن دوران از ماشین و کامیون و موتورهای دودزا خبری نبود.
روز قبل از کریسمس و روز کریسمس نیز مردم سرودهای کریسمس را میخواندند. سرودهایی شبیه:
کریسمس دارد میآید، غازها دارند چاق میشوند
لطف کنید یک پنی در کلاه این پیرمرد بیندازید
کریسمس زمان بخشش بود. مردم به بچههایشان هدیه میدادند و به فقیران پول و چیزهای دیگر میبخشیدند. این کمکها لازم بود چون مردم در آن زمان کمک به نیازمندان، بیماران و بینوایان را جزئی از وظیفهٔ ملی خود نمیدانستند.
تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ
مشاهده